چرت و پرت های یک روان نا آرام

هر چه میخواهد دل تنگت بگو

۹ مطلب در دی ۱۳۹۶ ثبت شده است

در این تکاپوی بی چون و چرای

لحظه لحظه میگذره و خودتو درگیر این کار و اون کار میکنی که لحظه ای فکر و خیال درگیرت نکنه که شاید افکار سنگین و پیر کننده ای از ذهنت بگذره آرامش روانی با سرکوب احساسات از اون حماقت هاییه که نسل آدمی از بدو وجودش با خودش حمل کرده و باعث صدمات جبران ناپذیری شده .

زندگیتو برنامه ریزی میکنی که این کار رو بکنی یا اون کار رو بکنی جالبی این زندگی اینه که هیجوقت اون جیزی که تو میخوای نمیشه .

باید شناور شد توی این زندگی میتونی یه کشتی باشی که موج ها رو میشکافه و میره جلو یا اینکه یه قایق نجات بادی باشی که با هر موج به اینسو و آنسو میره یا حتی غرق بشی توش.

اما زندگی خیلی پیچیده تر از این حرفاس یه مدت میشی اون کشتی غول آسا که هیچ موجی بهش کارساز نیست یه مدت هم میری قعر اقیانوس.

بستگی داره به خودت که تو لحظات مختلف زندگیت چه استراتژی ای رو انتخاب مبکنی .

این دنیای عجیب عجیب تر هم میشه وقتی که هر کسی که به یه پدیده نگاه میکنه یه چیز متفاوت میبینه به تعبیری هرکسی دنیا رو از چشم خودش میبینه میشه هم اینطور گفت که دیگران بازیگر دنیای ما هستن که رفتار هاشون به ما جهت میده و ما مرکز دنیاییم حالا هر کسی یه همچین تصوری داشته باشه میشه بینهایت دنیا بینهایت دید و بینهایت نه صبر کن ما آدما کوچیکتر و محدود تر از این حرفاییم.....

جرعه ای آرامش جرعه ای تفکر عشق

یک ورق آسایش یک خط کتاب

زندگی را باید کرد

نه که بر عکس شود جمله ی بالا

به سبک جناب سپهری

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
mostafa rb

فرد گرایی جمع گرایی

در مرحله اول که یک موج شکل گرفت تا این موج به یک جریان تبدیل شود باید از روحیه جمع گرایی استفاده کرد بدین معنی که افراد تمام تلاششان را برای یک هدف بکار میبرند حتی اگر عایدی خودشان کم و حتی ضرر باشد لکن یک جامعه نمیتواند همیشه بر این رویه باقی بماند چرا که این حالت جمع گرایی باعث سوخت خلاقیت افراد جامعه میشود و حتی فساد آور است .

در یک مرحله پس از شکل گیری کلی جامعه وارد مرحله ای جدید میشویم که در آن سلسله مراتب تعریف شده و مراحلی برای رشد افراد تبیین میگردد اینچنین افراد تلاش میکنند تا رشد پیدا کنند و در این حین جامعه آنها نیز رشد پیدا میکند .

حال پرسشی اتفاق می افتد اینکه کجا دست نگه داریم واضح است که فرد گرایی مطلقهم فساد آور است رییسی که مانع پیشرفت کارمندان خودش میشود.

باید تعادلی شکل بگیرد از فرد گرایی و جمع گرایی و البته در این بین به طور مرتب بررسی هایی از کل سیستم و عملکرد آن تا مدیریت را بهبود بخشید.

نظارت از جمله مهمترین مقوله هایی است که میتواند این تعادل را شکل بدهد .

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
mostafa rb

ساختار عملی

ساختار عملی گره خورده با ساختار فرهنگیه که بهتر هم هست که این مقوله با هم اجرا بشه یعنی فرهنگ عملی و عمل فرهنگی.

ساختار عملی باید رویه ای را پیش بگیرد که ساختار علمی برای آن تبیین کرده ولی لزوما همیشه چیزی که روی کاغذ می آید عملی نمیشود پس بهتر است یک کارشناس از واحد علمی در کنار واحد عملی حضور داشته باشد تا اگر واحد عملی نیاز به تغییر در جزییات را داشت با مشورت از آن کمک گرفته و عمل کند ، رفتار و برخورد واحد عملی در همه زمینه ها تاثیر گذار و مهم بوده اینجاست که فرهنگ وارد میشود مقوله فرهنگ سازی نه با زور بلکه با تبلیغات عملی میگردد زمانی که رفتار ما در جامعه دیده شود این رفتار خود یک تبلیغ و مثال برای جامعه است و باید مورد توجه قرار گیرد .

پس آموزش های فرهنگی از قبل باید در این ساختار مور اهمیت قرار بگیرد کما اینکه بخشی از عملکرد های این واحد مربوط به جشن ها و کمپین های خیابانی میباشد و فرهنگ عملکرد اصلی آنهاست .

وظیفه مهم این ساختار در عین دنبال کردن رویه ساختار علمی پیدا کردن راهکار های بهتر و بهینه تر است تا هزینه ها کاهش یابد و کیفیت افزایش لیکن باید حد بهینه کیفیت و هزینه پیدا شود و رفتار های خلاقانه تشویق گردد.

این واحد باید قادر باشد با عملکرد خود افراد و جامعه را جلب به کار ها و عملکرد های خود کند و همچنین عملکرد های خود را تبلیغ نماید .


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
mostafa rb

ساختار علمی

خب همه مسایل باید بصورت علمی مورد بازبینی قرار بگیرند و مشکلات اونها رفع بشه باید آینده نگری کرد که چه پیامد هایی رو به بار میاره .

همیشه تو این مسئله راننده تکسی ها ر مورد نقد قرار میدن و جوک میسازن ولی تو این مرحله کیمیایی با ارزش تر از اونا نیست اونها بارها و بارها یک مسئله رو مورد بررسی قرار دادن راه حل دادن و بعد از یک مدت اون راه حل خودشون رو تصحیح کردن چون مشکل هنوز پا برجا بوده همچنان این الگوریتم رو پیش بردن تا به نتیجه مطلوب رسیده از این افراد باید الگو گرفت با این تفاوت که اگر راه حلی میدیم باید عمل هم بکنیم.

مورد دیگه ای که باید مد نظر قرار داد اینه که ما آدمیم و ممکن الاشتباهیم پس اولا نباید تو این الگوریم گیر بکنیم چون هزاران راه از نقطه یک به نقطه دو وجود داره باید در حد بهینه الگوریتم رو پیش برد سپس اجرا کرد خطا ها و اشتباهات آتی میتونه راه حل های جدیدی ارایه کنه در آینده کما اینکه همیشه بهترین راه موثر ترین نیست با توجه به هزینه ها.

در حل مسایل باید خلاق بود خلاقیت باعث کاهش مصرف ارژی و پول میشه مسلما بهتره خلاق باشیم ادم های خلاق باید شناسایی و جذب بشن.

پس هسته علمی شامل جذب افراد خوش فکر و خلاق شناسایی مشکلان تبیین الگوریتم حل مسایل و راهکار آن و ارایه اولویت های اجرایی تعیین قدرت عملکرد اجرایی ، شناسایی منابع مالی و بهینه کردن آنها را شامل میشود .

تعیین شاخه ها و زیر شاخه ها هرگاه مشکلی درهر قسمت پیش بیاید از جمله طولانی شدن پروسه یا هزینه بر شدن یک پروسه یا استفاده نشدن از تمام ظرفیت های اجرایی باید بازنگری در این ساختار ها کرده و بهینه ترین راه را ارایه دهد .مسایل کوچک نیز موثر میباشند.

توجه شود که مشکلات کوچک و بزرگ در ابتدا باید توسط همان ساختار و زیر شاخه مورد بررسی قرار گیرد و در صورت بدست نیامدن نتیجه مطلوب به ساختار علمی ارجاع داده شود.

امید است کارهایمان را ب عقل جلو ببریم تا مشکلات کمتر و نتایج مفید تر باشد

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
mostafa rb

هدف

هدف ایجاد جامعه آرمانی اسلامیه جاییکه واقعا بر اساس مبانی اسلامی شکل بگیره جایی که ساختمان هاش اصولی باشن و برای خلق خدا ساخته شده باشن نه برای پول و منفعت جایی که بانک توش ربا و گناه اتفاق نیافته جایی که مردم برا خودشون برنامه داشته باشن جایی که کسی که بره مدرسه بگه خب جامعه من ین و این و این رو لازم داره من به این علاقه دارم برم سراغ این یا اینکه در آینده این موضوع اشباع میشه پس برم سراغ اون جامعه ای که از لحاظ اقتصادی بتونی برنامه ریزی کنی ، اقتصادی داشته باشه که دزدی و کم فروشی و گران فروشی نکنه به محیط اطرافش صدمه نزنه برای جون مردم ارزش قایل باشه کار های اداری اون بهینه شده باشن .

این موضوعات بلکه بیشتر از اینها همه در احادیث روایات و قرآن مورد بحث قرار گرفتن و صحبت شده اینها رو جمع مییکنیم با زمان حال مقایسه میکنمیم و راه حلی عقلانی برای اونها پیدا میکنیم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
mostafa rb

جامعه نو

همیشه از مشکلات حرف زدیم ولی هیچ راه حل عملی بیرون ندادیم:
فاز ضفر: مسجد اصفهانی ها رو پیدا کردم که بجا مانده های بچه های فعال توش سنگر گرفتن و سعی میکنن از فکرشون و از تفکراتشون دفاع کنن.
نیروی انسانی مهمترین مسئله و حیاتی ترین مسئله برای شروع یک حرکته که الحمدلله آدمای دست و پا بسته ای نبودن و بیکار ننشسته بودن.
فازیک : باید فکر ها رو پیدا کرد باید ایده ساز ها رو از توی این جمع پیدا کرد ، باید عملگرا ها را پیدا کرد ، باید خوش بیان ها رو پیدا کرد .
این دسته بندی ساده میتونه خیلی مسائل رو جلو بندازه و تقسیم کار ها رو راحت بکنه بعداز اون حد توانایی ها مشخص بشه.
فاز دو : ساختار فکری و ساختار عملی باید ایجاد بشه تا بتونه از افراد درتوانایی هاشون به حد مورد نیاز استفاده کنه.
هسته مرکزی که شامل همون افراد خوش فکر و ایده سازه میشه که این مسئولیت رو به عهده دارند .
برای مثال پنج نفر جمع میشن میگن ما پنج نفریم توانایی مالی ما پنج نفر پنجاه هزار تومنه توانایی عملی ما به اندازه پنج نفر نیروی انسانیه بهترین کاری که میتونیم بکنیم اینه که یه کاتالوگ آموزشی چاپ کنیم دو جعبه شیرینی بخریم یه میز ورداریم ببریم یه جای خوب ، روی ذهن مردم تاثیر بذاریم و شیرینی بدیم ، در وحله اول ملت فقط شیرینی رو میبینن فردا میان میگن برای چی شیرینی دادن بعد یاد کاتالوگ آموزشی می افتند این کاتالوگ باید بارها و بارها نمایش داده بشه و در برنامه های دیگه هم شرکت داده بشه تا تاثیر خودش رو بصورت عمیق بذاره پس طرح کاتالوگ ها باید بدون تاریخ باشه و ماندگار نگهداری از اون هم مهم تا هیزینه ها افزایش پیدا نکنه.
فاز سه: وقتی هسته مرکزیشروع به فعالیت بکنه افراد جدیدی به گروه اضافه میشن که هرکدوم فکر و عقیده خاص خودش رو داره و هدف خودش رو دنبال میکنه در این مرحله اهداف اولیه گروه آرمانها و عقاید شکل گیری گروه بصورت رهبری و فرماندهی بروز پیدا میکنه پس از باید این موضوعات بررسی و انتخاب بشن تا بعد از گسترش دچار تفرقه و اختلاف نظر نشوند.
درست مثل جامعه ای که ما سی و خورده ای سال پیش تشکیل دادیم تفکرات اولیه زیبا و فراموش نشدنی بودند بعد دچار روزمرگی شدیم و عقایدمون یواش یواش تغییر کرد و اسمشو گذاشتیم واقع بینی و آزاد اندیشی.
پس یه اساس نامه لازم داریم که شامل اهداف ، آرمانها ، شیوه عمل و ... است.
هدف اصلی مصلما فرهنگه ولی فرهنگ بدون عمل هیچه.
معضل مهمی که جامعه درگیرشه بیکاریه پس اگر گروه به پاسخ گویی این معضل دست پیدا کنه بهترین عملکردش رو بدست میاره.
در کل حل کردن دغدغه های مهم بسیار در مردم تاثیر گذاره ولی باید در نظر گرفت مه جو زده عمل نکنیم مثلا همه درگیر یک پروژه ایم که به نتیجه برسه پنجاه درصد رو جلو رفتیم بعد جو جامعه میره به سمت یک موضوع دیگه اینجا باید روی کار خودمون پیش بریم و جو زده عمل نکنیم .
فاز چهارم : ساختار ، چهارچوب ، شیوه عمل ؛ سی و خورده ای سل پیش با تفکرات و آرمانهای خاص و چهارچوب معینساختاری رو تشکیل دادیم که جامعه ی الانمون رو تحویل داده، این ساختار به گونه ای تدوین شد تا بتونه خودش رو عیب یابی کنه و مشکلات رو رد بکنه منتهی با بهانه های مختلف از جمله تحریم و جنگ و غیره از زیر این عیب یابی ها شانه خالی کردند ساختار کلی جامعه یک الگوی برای ما تا بتونیم ساختار گروه خودمون رو تشکیل بدیم منتهی نباید ازش کپی برداری کنیم ساختار سیاسی ما فساد آوره چرا که لابی گری و جو رسانه ای اولویت داره در حالیکه مصلحت و عملکرد علمی باید اولویت داشته باشه نظارت ها ضعیف و قوانین بازدارنده ضعیف تر ساختار اداری فساد آور و بروکراسی اداری بسیار پیچیده طولانی و انرژی بره ساعات کار مفید میانگین کمی داره این درحالیه که برخی افراد تمام وقت درگیر ارباب رجوع بوده و برخی بیکارند این به معنی مدیریت ضعیف در سطح ریز و کلان جامعه است .
نکات بالا برخی از مشکلات این سیستمه مشکلات کلان و بزرگتری هم هست که اصولا قوه مجره مقننه و قضاییه باید اون رو رفع میکردند ولی نکردند.
ما تلاش داریم تا جامعه ای کوچک درون جامعه ای بزرگ بنا کنیم که سیستم بهینه تری دارد و مشکلات سیستم بزرگ تر را یدک نمیکشد.
فاز پنجم: ساختار ، تفکر و آرمان یا هدف مشخص شده مرحله اصلی شروع میشه در این مرحله باید برنامه ریزی های دقیق همراه با هزینه ها پیامد ها و انتظارات برنامه ها تبیین بشه ، برنامه ها باید بگونه ای باشد تا از همه توان استفاده بشه مسایل مالی در اون در نظر گرفته باشه و نضارت هایی برای جلو گیری از فساد برقرار باشه ، بحث نظارت از مهمترین مقوله های جامعه ماست همه ارکان گروه باید نظارت بشن و این عمل باید از ابتدای شروع کار شکل بگیره تا نهادینه بشه .
حال یک قدم به جلو برمیداریم به مدارس میرویم در خیابان ها در سالن ها برنامه های فرهنگی ایجاد میکنیم در شادی ها همانقدر فعال عمل میکنیم که در عزاداری ها فعال عمل میکنیم اگر فردی منکری را انجام داد ما نهی را بصورت عالمانه انجام میدهیم و امر به معروف را در نهایت احترام به جامعه ابراز میکنیم .
مدارس میتواند مهمتریم قسمت کار باشد نیرویی به مراتب قوی تر از همه ی جامعه فکر نو اندیشه نو نگاه نو و عملکرد نو پس نقشی توام در بازسازی یک جامعه دارند برای آنها برنامه ریزی کنیم اکثرا تفریح مناسبی ندارند برای آنها تفریح ایجاد کنیم اکثرا در درس ها کمک ندارند کمک آنها باشیم . اکثرا برنامه ای برای آینده خود ندارند با توجه به توانایی و نیاز جامعه در آینده راهنمای آنها باشیم.
در نهایت این که وقتی ما پاسخی برای یک مشکل ارایه کنیم افراد دیگر به نزد ما میآیند اینگهنه میتوان مشکل بعدی را حل کرد و به جلو رفت.
موفق و پیروز باشید.
پ.ن. هنوز کمی خامه و ادبیات محاوره قاتیشه
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
mostafa rb

هنوز هم کسی وبلاگ میخونه؟

هنوز هم هست آدمی که حوصله و وقت و بیکاری داره بشینه وبلاگ نگاه کنه بخونه خبر بدین

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
mostafa rb

آلزایمر

افکار زیادی تو ذهنم میچرخه و میره بعضا فراموش میشه و حسرتش رو میخورم که خدایا میخواستم چیکار کنم

شیش سال پیش تصمیم گرفتم که ایده هامو بنویسم شروع طوفانی بود ولی همونقدر که سنم بالا میرفت و مشغله ها بیشتر میشد (بیشتر درسای دانشگاه) تفکرات خیال پردازی هام کمتر شد در این حد که الان فقط به فکر ساختن یه باتری لیتیمی هستم (لیتیم میخوام ) ذهنم کند شده دچار روزمرگی شدم چند وقت پیش تو یه مطلبی گفتم بیشتر میخوام از ذهنم استفاده کنم همین که غلط دیکته هام کمتر شده خدا رو شکر.


۰ نظر
mostafa rb

یک آدم منزوی_الزاما تنها نیست

بعد از تموم شدن دانشگاه و مکافات و عمل داشتم خانواده رو آماده میکردم که میخوام برم سربازی اما با مقاومت سر سختانه ای مواجه شدم به صورتیکه الان تقریبا نصف کتابام رو خوندم و جهاد فی صبیل الکنکور مجددا تکرار میشه اینبار اما حجم کم و مطالب سنگین تره خلاصه تعداد آدمایی که باهاشون در ارتباط بودم روز به روز کمتر و کمتر شد تا اونجایی که رفیق جینگم هم پر یه خانمی شد گل بود به سبزه نیز آراسته شد من موندمو خانواده گلم 

من که از همون اول میدونستم که شبکه های اجتماعی اصولا برای من ساخته نشدن با اینحال همیشه تلاشم رو میکردم و میکنم ارتباطاتم رو افزایش بدم اما چه کنم اینها همشون تابع جو هستند حال خودمم یکیشون .

شلوغ که شد به سان لاکپشتی یه ور رو نگاه کردم دیدم خبری نیست اونور رو نگاه کردم دیدم خبری نیست همیشه خبرا اون سمت دیگه من اتفاق افتادن.

هرکی هم هرچی دلش میخواد میگه ما که از کل فقط جزیی میبینیم حالا هرچقدر دوست داری جزییات بده بیرون

برگردیم یر موضوع اول که یک ادم منزوی الزاما تنها نیست مثل خودم فقط ادمای اطرافش رو نمیبینه حداقل ۴_۵ نفر آدم هیت که میتونی باهاشون حرف بزنی پس به سان لاکپشتی اروم سرتو ببر اینو بعد سرتو ببر اونور یکی رو پیدا میکنی که جو زده نیست و آروم راه خودشو میره و تفکرات و اعتقادات خودشو ارتقا میده خودشو اصلاح میکنه اشتباهاتشو قبول میکنه ولی سرخورده نمیشه بشین دو کلوم باهاش درد و دل کن سبک بشی برای اونم یه دو خط تجربه بسازی .

ببینیم این نسخه رو خودم جواب میده؟؟؟

۰ نظر
mostafa rb