چرت و پرت های یک روان نا آرام

هر چه میخواهد دل تنگت بگو

چرت و پرت های یک روان نا آرام

هر چه میخواهد دل تنگت بگو

یک دوره دیگه گذشت و موج رفتاری دیگه عبور کرد
تصمیم به ایجاد یک ترتیب و موالات در نوشته ها گرفتم 
موضوعات هم از علایق من میان 
  • برنامه ریزی
  • نجوم
  • خبر
  • دغدغه نوشت (فرهنگ)، به قول یکی از دوستان غر غر
  • برنامه نویسی

  • این میشه شروع موج سوم 
  • mad minde

ای آدم ها

ای آدم ها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید

نان به سفره جامه بر تن

یک نفر دارد که دست و پای دائم میزند

اخوان ثالث

البته خالم اطلاعاتم رو به چالش کشید و گفت از اخوان نیست خلاصه اینکه الان فقط دلم میخواد از اخوان باشه😎

  • mad minde

عشق بازی ۹

چون خون نخسپد خسروا چشمم کجا خسپد مها
کز چشم من دریای خون جوشان شد از جور و جفا

گر لب فروبندم کنون جانم به جوش آید درون
ور بر سرش آبی زنم بر سر زند او جوش را

معذور دارم خلق را گر منکرند از عشق ما
اه لیک خود معذور را کی باشد اقبال و سنا

از جوش خون نطقی به فم آن نطق آمد در قلم
شد حرف‌ها چون مور هم سوی سلیمان لابه را

کای شه سلیمان لطف وی لطف را از تو شرف
در تو را جان‌ها صدف باغ تو را جان‌ها گیا

ما مور بیچاره شده وز خرمن آواره شده
در سیر سیاره شده هم تو برس فریاد ما

ما بنده خاک کفت چون چاکران اندر صفت
ما دیدبان آن صفت با این همه عیب عما

تو یاد کن الطاف خود در سابق الله الصمد
در حق هر بدکار بد هم مجرم هر دو سرا

تو صدقه کن ای محتشم بر دل که دیدت ای صنم
در غیر تو چون بنگرم اندر زمین یا در سما

آن آب حیوان صفا هم در گلو گیرد ورا
کو خورده باشد باده‌ها زان خسرو میمون لقا

ای آفتاب اندر نظر تاریک و دلگیر و شرر
آن را که دید او آن قمر در خوبی و حسن و بها

ای جان شیرین تلخ وش بر عاشقان هجر کش
در فرقت آن شاه خوش بی‌کبر با صد کبریا

ای جان سخن کوتاه کن یا این سخن در راه کن
در راه شاهنشاه کن در سوی تبریز صفا

ای تن چو سگ کاهل مشو افتاده عوعو بس معو
تو بازگرد از خویش و رو سوی شهنشاه بقا

ای صد بقا خاک کفش آن صد شهنشه در صفش
گشته رهی صد آصفش واله سلیمان در ولا

وانگه سلیمان زان ولا لرزان ز مکر ابتلا
از ترس کو را آن علا کمتر شود از رشک‌ها

ناگه قضا را شیطنت از جام عز و سلطنت
بربوده از وی مکرمت کرده به ملکش اقتضا

چون یک دمی آن شاه فرد تدبیر ملک خویش کرد
دیو و پری را پای مرد ترتیب کرد آن پادشا

تا باز از آن عاقل شده دید از هوا غافل شده
زان باغ‌ها آفل شده بی‌بر شده هم بی‌نوا

زد تیغ قهر و قاهری بر گردن دیو و پری
کو را ز عشق آن سری مشغول کردند از قضا

زود اندرآمد لطف شه مخدوم شمس الدین چو مه
در منع او گفتا که نه عالم مسوز ای مجتبا

از شه چو دید او مژده‌ای آورد در حین سجده‌ای
تبریز را از وعده‌ای کارزد به این هر دو سرا

غزل ۲۳ دیوان شمس
  • mad minde

تاریخ

خیلی کوتاه : تاریخ پیچیده تر از اینهاست که یک کتاب بگیری بخوانی بگویی فلان شخص آدم خوبی بود باید بنشینی شخصیتش را از منابع مختلف درک کنی استخراج کنی چه ایدئولوژی هایی داشته چه بلا به سرش آمده که حالا این چنین شده بعد عملکردش را نقد کنی و سر آخر هنوز هم نمیدانی که آدم خوبی بوده یا نه درست مثل سینمای ایران در ابتدا فقط شخصیت سیاه و سفید داشتند بعد سینما گران چیزی به نام شخصیت خاکستری را به تماشاگران معرفی کردند .

خلاصه اینکه اگر آدم آرمانگرایی هستید و همه چیز  را سیاه و سفید میبینید تاریخ نخوانید چون میشکنید و ذهنتان مغشوش میگردد .

آدم های خوب کم هستند ، آدم هایی که خیلی کم اشتباه کرده باشند از آنها هم کمترند ولی تا دلت بخواهد آدم های احمق و نادان و خودخواه داریم .

  • mad minde

برنامه نویسی

یک عدد جسارت

در این برهه حساس که درگیر کنکور ارشدم هستم دارم یک کار خطرناک رو شروع میکنم و اون هم یادگیری زبان برنامه نویسی هست

از اینجا شروع کردم امیدوارم نتیجه بده

  • mad minde

آدم ها

آدم ها خیلی عجیبند در واقع همگی جمله دیوانند یا شاید هم فقط من دیوانه باشم و بقیه عاقل ، در طول زندگی آدم های عاقل کم دیده ام ، پس این عقل و منطق کی به کمک شما می آید چرا دومینویی که خودتان میسازید را نمی بینید . البته که من هم حرکات دیوانه وار انجام میدهم و اگر پشیمان شوم عذر خواهی میکنم و اگر نه لذت میبرم آخر آدم باید هر چند وقت یکبار چهارچوب هایش را محک بزند.

درک نمیکنم از برخی که چیزی بی ارزش را پایه ی از دست دادن ارزش ها میکنند

این همه تنفر و اجاجت و استرس از کجا میآید.

یک پیشنهاد تضمین شده از شهر های بزرگ خارج شوید و به شهر های کوچک بروید

ناگهان قیافه ها بشاش میشود مشکلات سهل می شود اگر اتفاقی بافتد اول نگاهش میکنند بعد نصیحت میکنند و بعد همدیگر را با سلام و صلوات راهی میکنند آرامش پیدا میکنند عاقل میشوند هوا دلچسب میشود چایی مزه میگیرد مردم عاقل میشوند.

سرگشته ی محضیم

و در این وادیِ حیرت

عاقل تر از آنیم

که دیوانه نباشیم ...


#مهدی_اخوان_ثالث

  • mad minde

حس یک لحظه زیبا

با اصرار و تنبلی خواهرم بجای استکان توی یک لیوان چایی ریختن برام و دادن دستم لیوان رو گرفتم و با دستام دورش حلقه زدم تا دستام گرم بشه بعد به لیوان خیره شدم نور چراغ از شیشه و چایی عبور کرد و تلالوش روی دستم نشست لیوان رو میچرخوندم تا کادری که برای عکاسی بهترینه بدست بیاد آخه گاهی عکسام قشنگ میشن بعد پس زمینه رو مرتب کردم بعد تنظیمات دوربین رو تو ذهنم مرور میکردم که چجوری عکس قشنگ تر و بهتر بشه یکدفعه جرقه ای زد که این عکس رو برای چی میخوای همین الان رو دریاب لذتی که از قشنگی این لحظه داری رو دریاب هرچقدر هم عکست زیبا و عالی دربیاد زیبایی این لحظه رو از بین میبره بخار آب از روی چایی به زیبایی بلند شد ، چایی کمی خنک شد و با لذت بیشتر ذره ذره نوش جان کردم....این لحظه با تمام لذتش مال خودم شد با وجود اینکه میدونم فراموش میشه

  • mad minde

یکم فلسفه بازی

من چیم: من یه فرزندم من یه برادرم من یه ادم دعادی تو یه جامعه هستم من یه دوستم من یه دشمنم  من یه غریبم من یه آشنام من همه این ها هستم گاهی خوبم گاهی بدم گاهی فکر میکنم گاهی نه شاید آری شاید خیر من یه آدمم  شاید هم فقط یه حیوانم که شیوه ارتباط رو بهتر بلده کدوم بخش از وجودم بیشتر رشد پیدا کرده چقدر آگاهی دارم یا چقدر نادانم یا اصلا چقدر در اشتباهم که آگاهی دارم چجوری شروع شد آخرش چیه .خلاصه اینکه من همه چیم و هیچی نیستم من کامل نیستم اینه لپ کلوم من باید کامل بشم چجوری؟مگه چقدر زمان دارم

آرامش هدفه پس جنگیدن برای هدف چیه

تناسخ مزخرفه پایان چجوریه

اگر اون نامتناهیه و ما فنا پذیر پس اصلا دلیلمون چیه نیازی به ما نداره 

(از اوییم و به سوی او باز میگردیم)

پس قراره هممون فنا للله بشیم؟یعنی چی

یا که تمومه بعد هفتاد هشتاد سال زندگی گاهی خوش گاهی غم؟

  • mad minde

روان نا آرام

ذهن و فکرم گاهی افسار گسیخته میشن یهو از این گوشه دنیا به اون گوشه مهاجرت میکنه و در این بین سفر نامه ها مینویسه این کاراش لذت های بسیاری داره لکن معایبی هم داره از جمله عدم تمرکز بالا .

بماند که روز ها دارن به تاخت سال ها رو جا میذارن

ببین ابن هم یه موردش مبخواستم از نا آرامیم بگم کشید برد تو سفر نامه

حجمه اطلاعات یکی از اون پارامتر هاییه که مانع میشه 

کمی از شبکه های اجتماعی فاصله گرفتم نتایج خوبی داشت لکن اخبار رو باد میاره در هر صورت الان چرت و پرت هاش رو کم کردم.

کمی از جو رسانه ای دور شدم اما همچنان پریشانم 

یکم زوده برای سن ما که به فکر آرامش باشیم 

باید جوشید و خروشید و جنگید تا به مراتب و جایگاه بالاتر رسید اونموقع با خیال راحت سرم رو روی زمین میذارمو یه چرت بعد از ظهری رو پشت سر قرار میدم

پ.ن. بیا الان هم ورداشته داستان داستان از لحظات خیال آسوده شخصیت ها بدون ذکر منبع اورده و فکرم رو درگیر کرد. (ولی شیرینه)

  • mad minde

سیاسی_اجتماعی

یک عدد جو زدگی همراه با بیان عقاید
شخصا مسئله جبر و زورگویی رو مناسب نمیدونم یعنی با نفس عمل موافق هستم اما با شیوه برخورد مخالفم این از گشت ارشاد.
مسئله پوشش یک مسئله حل شده در جوامع مختلفه مثلا توی کره شمالی شما اجازه نداری بیش از چند نوع آرایش مو و چند نمونه محدود لباس بپوشی یا توی آمریکا شما حق نداری لخت بیای بیرون یا توی فرانسه شما حق نداری توی ساحل حجاب اسلامی داشته باشی .
خلاصه یه قانونی هست بالاخره
مسئله حجاب که اکثرا در بانوان محترم پیگیری عمومی میشه یک مسئله ساده در عین حال پیچیده شده .
پارامتر  های دخیل:رسانه +عملکرد بد آمران به معروف و نهی کنندگان از منکر
این دو پارامتر به نظر من عاملین اصلی هستند که یک جو (بنده جبر اجتماعی خوندنش رو میپسندم) رو ایجاد کردند به نام مخالفت با حجاب اجباری
 بحث تاریخی پوشش مفصلا در کتاب فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگ آمده 
یک عدد جریان فرهنگی نه فقط در ایران ایجاد شده که ابتذال فرهنگی رو باعث میشه کاهش شرم و حیا در دو جنس که با عادی شدن روابط و از بین رفتن رفتار های عرف همراهه خب این مسئله از تغییر پوشش در کشور های غربی شروع شد و پس از اون هم که روابط خارج از عرف عادی شد .
خلاصه امر اینکه الان با مسئله مثل حجاب برخورد میشه این خواست شماست که بتونی پوشش مورد نظرت رو بپوشی بعد از اون چی میخوای و بعد از اون چی
ببینید شخصا ایده آل من اینه که با فرهنگ به مقابله بی فرهنگی برم لکن این ایده آل ها جواب نمیده خیلی دوست داشتم که اول انقلاب اون چماق بدست ها نمیومدن تو خیابون و اون جریانات و حوادث تاریخی رو بوجود بیارن ولی خب اتفاقات گذشته رخ دادن و حوادث اتفاق افتادن و درحال حاضر و در این زمان اگر حجاب اجباری برداشته بشه بی بند و باری بوجود میاره اگر میتونید مانعی برای این بی بند و باری بسازید یا راه حلی بیارید من هم به جرگه شما مخالفین حجاب اجباری میپیوندم ولی در حال حاضر در این زمان من موافق حجاب اجباری هستم
پ.ن. ۱_ولی خب گروهی در شما هستند که این رو فرصتی میدونن برای امیال و غرایز خودشون 
پ.ن.۲_البته همین الانشم هستند کسایی که با پوشش نا مناسب میان تو خیابون  و کسی کاری به کارش نداره
  • mad minde