چرت و پرت های یک روان نا آرام

هر چه میخواهد دل تنگت بگو

چرت و پرت های یک روان نا آرام

هر چه میخواهد دل تنگت بگو

یکم فلسفه بازی

من چیم: من یه فرزندم من یه برادرم من یه ادم دعادی تو یه جامعه هستم من یه دوستم من یه دشمنم  من یه غریبم من یه آشنام من همه این ها هستم گاهی خوبم گاهی بدم گاهی فکر میکنم گاهی نه شاید آری شاید خیر من یه آدمم  شاید هم فقط یه حیوانم که شیوه ارتباط رو بهتر بلده کدوم بخش از وجودم بیشتر رشد پیدا کرده چقدر آگاهی دارم یا چقدر نادانم یا اصلا چقدر در اشتباهم که آگاهی دارم چجوری شروع شد آخرش چیه .خلاصه اینکه من همه چیم و هیچی نیستم من کامل نیستم اینه لپ کلوم من باید کامل بشم چجوری؟مگه چقدر زمان دارم

آرامش هدفه پس جنگیدن برای هدف چیه

تناسخ مزخرفه پایان چجوریه

اگر اون نامتناهیه و ما فنا پذیر پس اصلا دلیلمون چیه نیازی به ما نداره 

(از اوییم و به سوی او باز میگردیم)

پس قراره هممون فنا للله بشیم؟یعنی چی

یا که تمومه بعد هفتاد هشتاد سال زندگی گاهی خوش گاهی غم؟

  • ۹۶/۱۱/۱۷
  • mad minde

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی