چرت و پرت های یک روان نا آرام

هر چه میخواهد دل تنگت بگو

چرت و پرت های یک روان نا آرام

هر چه میخواهد دل تنگت بگو

ارث

من یه پدر فنی دارم که سعی میکنه با خلاقیت چیزا رو تعمیر کنه یا پروژه های خونگیش رو به انجام برسونه معمولا من رو هم بعنوان دستیارش به خدمت میگرفت اوایل فقط برای اطاعت ازش درگیر میشدم بعدا شد تفریحم یعنی منتظر بودم که کاری رو شروع کنه تا منم درگیرش بشم بعد از اون خودم شدم یکی شبیه پدرم  اولش نمیدونستم چه اتفاقی افتاده ولی بعدا فهمیدم خلاقیت توی انجام یه پروژه رو بهم یاد داده زمانی که برای انجام کار آموزی رفتم سر یه ساختمون بدون اینکه تجربه خاصی داشته باشم میتونستم راه حل بدم بیرون و اونجا بود که جرقه رو حس کردم که از کجا به کجا رسیدم واقعا ارثی که برام گذاشت رو با ارزش میدونم و ازش سپاسگذارم

بعدها با یکی آشنا شدم و متوجه شدم پدرش مدیریت رو براش ارث گذاشته!!

من که گیجم شما یه چیزی بگید

  • ۹۶/۱۱/۰۸
  • mad minde

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی