چرت و پرت های یک روان نا آرام

هر چه میخواهد دل تنگت بگو

چرت و پرت های یک روان نا آرام

هر چه میخواهد دل تنگت بگو

یه داستان جالب

در ماه رمضان چند جوان ، پیر مردی را دیدند که دور از چشم مردم غذا میخورد.

به او گفتند:
ای پیر مرد مگر روزه نیستی؟

پیرمرد گفت:
چرا روزه‌ام،
فقط آب و غذا میخورم...

جوانان خندیدند و گفتند:
واقعا؟

پیرمرد گفت:
بلی،
دروغ نمیگویم،
به کسی بد نگاه نمیکنم،
کسی را مسخره نمیکنم،
با کسی با دشنام سخن نمیگویم،
کسی را آزرده نمیکنم،
چشم به مال کسی ندارم
و...
ولی چون بیماری خاصی دارم
متأسفانه نمیتوانم معده را هم روزه دارش کنم

بعد پیرمرد به جوانان گفت:
آیا شما هم روزه هستید؟

یکی از جوانان در حالی که سرش را
از خجالت پایین انداخته بود،
به آرامی گفت:
خیر، ما فقط غذا نمیخوریم...!!!

  • ۹۵/۰۳/۱۹
  • mad minde

نظرات (۴)

:(

زیباست

خدا خودش اصلاح کنه اعمال مارو  خدا کنه قبول کنه این روزهه هامونو..  :'(
پاسخ:
انشالله
احسنت
خیلی زیبا بود
لینک این مطلبتونو تو وبلاگم میزارم
موفق باشید :)
پاسخ:
منم از جای دیگه برداشتم
  • آناهــیــ ـــتا
  • تفکر برانگیز
    پاسخ:
    98.2 درصد تفکر بر انگیزه

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی