صرفا برای دل خودم مینویسم

باید قبول کنم که من یه آدم مذهبیم یه سری رفتار های ژنی دارم و یه سری رفتار های اکتسابی


خودم رو بیشتر یه فرد منطقی میدونم تا احساسی ولی خب احساسات هم جزیی از انسانه و هورمون هایی در بدن ترشح میشه که کنترلشون غیر ممکنه.

تمام مسایل مذهبی رو با عقل ناقصم در حدی که خودم قبول کنم(در شرایط خاص استدلالام برای دوستان قابل قبول نبوده) برام اثبات شدن

فقط یه مسئله هست که برام خیلی گنگه اونم اینکه امر به معروف و نهی از منکر رو من چجور باید انجام بدم.

خب شاید طرف مقابل اصلا خدا رو باور نداشته باشه

شاید به دینی غیر مسلک من معتقد باشه

همیشه خودم رو از قضاوت دیگران نهی کردم ولی احساس میکنم نهی از منکر عین قضاوت کردنه

من یه آدم مذهبیم توی یه دنیای دیوانه دنیایی که هنوز که هنوزه نمیدونه باید مدرن باشه یا سنتی  باید لیبرال باشه یا کومونیست باید دموکرات باشه یا دیکتاتوری؟ هنوز اون تعادل رو پیدا نکرده حتی اگه شعارش رو بده.

خلاصه توی یه دیوانه خانه ای زندگی میکنیم که نصف مشکلاتش از خودمونه

این جزیی از شرایط محیطی ایست که قسمتی از شخصیت منو میسازه

قسمت دیگه محیط زندگی منه

من یه جنوبیم ژن یه جنوبی رو دارم یه آدم زود جوش خون گرم وراج

ادم ارمانی هستم دلم میخواد همه چی عالی باشه و همین خیلی اذیتم میکنه

فعلا همین قدر از شخصیتم میدونم