گذشته تلخی ها و شیرینی های خاص خودشو داره از بعضیاشون فراریم و دنبال بعضی دیگم همیشه خدا غرق در فانتزی هام بودم و به ایده آل هام فکر میکردم .

تصورم از خودم همیشه یه پسر آروم توداره ولی وقتی مستندات رو نگاه میکنم میفهمم که من برونگرای پر جنب و جوشی بودم که خیلیا رو اذیت کرده

آدم وقتی به گذشته فکر میکنه یا سیاه سیاه میبینه یا سفید سفید یا فقط خوشی میبینه یا فقط تلخی

یادش نمیاد که اول روز با هزار مکافات بیدار شده یا تمام روز تو سر و کله اینو و اون زده و کلی مکافات کشیده تا برگرده خونه فقط زمانی رو به خاطر میسپاره که میرسه خونه و با استقبال گرم همه مواجه میشه زندگی یعنی لحظه های خوب سنگین تر از سختی ها باشن خیلی سنگین تر.

گله هارابگذار!
ناله هارابس کن!
روزگارگوش ندارد که تو هی شِکوه کنی!
زندگی چشم ندارد که ببیند اخم دلتنگِ تو را...
فرصتی نیست که صرف گله وناله شود!
تابجنبیم تمام است تمام!!
مهردیدی که به برهم زدن چشم گذشت....
یاهمین سال جدید!!
بازکم مانده به عید!!
این شتاب عمراست ...
من وتوباورمان نیست که نیست!!
***زندگی گاه به کام است و بس است؛
زندگی گاه به نام است و کم است؛
زندگی گاه به دام است و غم است؛
چه به کام و
 چه به نام و
 چه به دام...
 زندگی معرکه همت ماست...زندگی میگذرد...

زندگی گاه به نان است و کفایت بکند؛
زندگی گاه به جان است و جفایت بکند‌؛
زندگی گاه به آن است و رهایت بکند؛
چه به نان
 و چه به جان
و چه به آن...
زندگی صحنه بی تابی ماست...زندگی میگذرد...

زندگی گاه به راز است و ملامت بدهد؛
زندگی گاه به ساز است و سلامت بدهد؛
زندگی گاه به ناز است و جهانت بدهد؛
چه به راز
و چه به ساز
 و چه به ناز...
 زندگی لحظه بیداری ماست...زندگی میگذرد...