من وقتی احساس تنهایی کردم که دیگه نتونستم با کسی درد و دل کنم خیلی سخته باور کنید خیلی سخته

فقط دو نفر هستن که من تونستم به هر کدوم قسمتی از نیم از درد دل هامو بگم و میدونید سخت ترین چیزش چی بود این که اون دو نفر از اعضای خانوادم نبودن.

چرا بعضی ها فکر میکنن بهت نزدیکن در حالی که رفتارشون خلاف اینو نشون میده.باید قبول کنم که من زیاد تنهایی نکشیدم زندگی نرمال حالا شاید افسردگی ناشی از بالا پایین شدن هورمون

ولی در کل راضیم

تنهایی که طولانی میشه معیار دوست داشتن آدما هم عوض میشه
یهو میبینی اون آدم گلدون شمعدونی گوشه اتاقشو با کل دنیا هم عوض نمیکنه

پ.ن.هنوز نوشتن روی کاغذ رو ترجیح میدم حداقلش اینه که چیزی رو پاک نمیکنم