چرت و پرت های یک روان نا آرام

هر چه میخواهد دل تنگت بگو

چرت و پرت های یک روان نا آرام

هر چه میخواهد دل تنگت بگو

تنهایی

من وقتی احساس تنهایی کردم که دیگه نتونستم با کسی درد و دل کنم خیلی سخته باور کنید خیلی سخته

فقط دو نفر هستن که من تونستم به هر کدوم قسمتی از نیم از درد دل هامو بگم و میدونید سخت ترین چیزش چی بود این که اون دو نفر از اعضای خانوادم نبودن.

چرا بعضی ها فکر میکنن بهت نزدیکن در حالی که رفتارشون خلاف اینو نشون میده.باید قبول کنم که من زیاد تنهایی نکشیدم زندگی نرمال حالا شاید افسردگی ناشی از بالا پایین شدن هورمون

ولی در کل راضیم

تنهایی که طولانی میشه معیار دوست داشتن آدما هم عوض میشه
یهو میبینی اون آدم گلدون شمعدونی گوشه اتاقشو با کل دنیا هم عوض نمیکنه

پ.ن.هنوز نوشتن روی کاغذ رو ترجیح میدم حداقلش اینه که چیزی رو پاک نمیکنم

  • ۹۵/۰۳/۰۷
  • mad minde

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی